قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۰۳ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۴۹

مخلوط!

نصف دعواهای ما ب خاطر خراب بودن گوشی اوشون هست:/ 

بخدا دیشب انقد حرص خوردمااااا...بعد فهمیدم گوشیش مشکلات داره:/ ایشالا بره یه گوشی جدید بخره انقد سوتفاهم پیش نیاد:/

دوست داشتم الان سفر نبودیم و سر خونه زندگی خودمون بودیم  و با ارامش مشقا و درس هامو انجام میدادم...ولی در حال کوزتینگ و مهمون داری هستیم و خبری از درس و مشق نیس:/ 


پ.ن بعضی وقتا احساس میکنم در رابطه با آقای حاشیه، یا من خیلی بچه و احساسی هستم یا اون خیلی بالغ و منطقیه..یعنی من تقی ب توقی بخوره میزنم زیر همه چی و میتونم بزنم با خاک یکسانش کنم ولی اون نه ناراحت میشه نه دعوا میکنه نه کاری از روی احساس..!بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که این اصن از چیزی ناراحت هم میشه؟ این حالت چندان بد هم نیس چون باعث میشه خشم و ناراحتی منم فروکش کنه ولی بعضی وقتا این زیادی عاقل بودن و کنترل احساساتش خسته کننده و بسیاااار بورینگ میشه:/ اینکه من برای همه چی ذوق دارم و اون نداره😒 یا اگه داره اصلا بروز نمیده.. یعنی اصلنااا...خلاصه که موجود عجیبیه😑😑

۰۱ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۲۷

دوست داشتن یا نداشتن!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۵۱

دلتنگی های اخر سال

شب آخر سال داره اینجوری میگذره که پدر سرماخورده و گرفته خوابیده..مادر هم بسیار بدن درد داشت و خوابید..خواهر در شهر دیگری است...آقای حاشیه جواب پی ام نمیده چون اونم شهر دیگری است و من هم شهر دیگری هستم و در حالیکه احساس غم مبهمی دارم به دیوار اتاق هتل زل زدم و فک میکنم سال آینده چجور سالی میتونه باشه؟ امیدوارم مثل 95 پر حادثه نباشه..95 سال اتفاقای غیر منتظره بود..حالا مرگو میرهای فراوان رو که فاکتور بگیریم تو زندگی شخصی خودمم افت و خیز خیلی بود...حقایق باورنکردنی که توسال 95 فهمیدم و زندگیم از این رو ب اون رو شد...ادمای مختلف..ادمای دروغگو...ادمای به ظاهر مظلوم فریبکار...همشون خودشونو تو سال 95 نشون دادن...:/ با یه جمع بندی کلی اتفاقات بد 95 از اتفاقات خوبش بیشتر بود ب مراتب...و امیدوارم این روند تو سال 96 برعکس شه و بشه سال خوشی و شادی و سلامتی برای همه:))

پ.ن در حال حاضر دلم دوتا گوش میخواد که بشینم و براش حرف بزنم اما انقد همه گرفتارن که هیشکی در دسترس نیس..:( برم آهنگ گوش بدم بهتر باشه فک کنم

عید همگی هم پیش پیش مبارک:)

۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۲۰

چهارشنبه سوری تکراری!

یادم نمیاد تو عمرم شب چهارشنبه سوری بیرون رفته باشم:/ از بس هر سال عین جنگ جهانی بوده و امسال هم دست کمی از سال های پیش نداره و داریم از بوی دود و صداهای نابه هنجار در منزل بهره میبریم...دیگه اصن چه نیازیه بریم بیرون؟😂

اینه که میشینم اهنگ گوش میدم و به آینده فک میکنم...

فرزاد باز آهنگ جدید داد امشب...هی با این آهنگاش مود ما رو هم عاشقونه میکنه..منم که تاثیر پذیر...😂😂 حس عاشقی کاذب بهم دست میده😁 ولی آهنگش قشنگه...تیتراژ یه سریال جدید هست گویا به اسم عاشقانه...سریالش هم به نظر بد نمیاد ولی اینکه هی بخوام برم پول دی وی دی بدم برا هر قسمت یکم رو نرومه😁 برا همین فک نکنم سریالو بخرم..همین آهنگش برام کافیه...😝😝



۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۲۰

منتظر دست سرنوشت!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۴۹

لبخند از نیم رخ!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۵۲

خبیث اپریل!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۴

انسان های فانی!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۹ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۳

خب بحرف!

همین مونده با این حجم خستگی منت ایشونم بکشم...جوابم که نمیده آدم بفهمه ناراحت شد؟ رفت جایی؟ گرفت خوابید؟ چی شد خب:/

بعد اون روز میگه من ناراحت شم رک میگم!! خیلی واقعا رک میگه!! منم که اصلا در حال حدس زدن نیستم:/

۱۸ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۱

کجاشو دیدی حالا..

به هر حال وضعیت میتونه همیشه از چیزی که هست، بغرنج تر هم بشه..مثلا تکلیفای فردات که با خون دل انجام دادی تو لپتاپ باشه و لپ تاپت به طرز غیرقابل باوری هنگیده باشه و بالا نیاد!! 

الهی العفو.. فقط فردا به خیر بگذره..