قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۸

پیچش عظیم!

شاید باورتون نشه ولی فردا میخوام سه تا کلاسو بپیچونم و نرم و به جاش برم نهنگ عنبر 2 رو ببینم😂😂😂 بخدا انقد خوشحالم که اومده رو پرده....تنها فیلمیه که دارم با ذوق میرم میبینمش..اتفاقا دو هفته پیش هم داشتم یکشو میدیدم برا بار دهم و اخرشم نشستم گریه کردم طبق معمول😓😓 یعنی هر دفعه ببینم این فیلمو میشینم اخرش گریه میکنم:/ ولی امیدوارم نسخه دومش گریمو درنیاره😁😁 وای زودتر پرزنت کوفتیمو بدم فردا و جیم بزنم برم سینما...به شدت ب تفریح نیاز دارم..ب مسافرت..ب کمی قربان صدقه..کمی عشق...کمی فضای متفاوت که توش خبری از کتاب و تحقیق نباشه...

پ.ن هادسون خیلی سرش شلوغه این روزا..امروز که اصن یه طوری بود! انگار حوصله منم نداشت..گفت شاید حتی جمعه هم بره سر کار..والا من ب جاش خسته شدم انقد همش سرکاره!! تازه اصن غر نمیزنه..من بیشتر اون از سرکار رفتنش غر میزنم😁خلاصه که.منم گذاشتم بره استراحت کنه چون انگار ب زور جواب میداد...حالا شاید قسمت شد حضوری ببینمش ته توی قضیه رو درارم که واقعا چشه:/

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۲۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی