قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۱۶ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۳

مزاحم زیگیل!

یه مزاحم دارم که اسکار با پشتکارترین مزاحم رو میتونم دو دستی بهش بدم:)

تمامی خط هاش رو از پارسال بلاک کردم...بعد خواهرشو فرستاد برام برای امر خیر و خواهرش ازم خواست از بلاک درارمش..اونم بلاک کردم..امروز بعد چندماه با خط خواهرزادش اومده...یعنی درو میبندم از پنجره میاد😂😂😂😂 اوایل عصبانی میشدم از دستش الان دیگه فقط میخندم...دلمم براش میسوزه انقد کوبوندمش ولی از رو نمیره😂😂😂 فقطم قصد ازدواج داره هااا...هی میگرده تو گروه هایی که جفتمون عضویم منو پیدا میکنه میگه من میخوام بیام خواستگاری! صدبارم بهش گفتم من قیافه شما رو.نمیپسنذم میگه اخلاق مهمه😂😂😂😂 اعتماد ب نفسش خدایی خیلی بالاس که هنوز انقد ادامه میده و سعی داره دل منو ب دست بیاره...باید یکم رو اعتماد ب نفسم کار کنم واقعا...😓 خلاصه که کلی امروز خندیدم از دستش و شاد شدم..الانم دارم میرم بلاکش کنم...ببینم دوباره با خط کدوم فامیلشون میاد😂😂😂

موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۶/۰۳/۱۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی