قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۶

انبوه کار!

یک عدد اپریل هستم با دست درد ناشی از پاکنویس کردن حجم انبوهی جزوه!! واقعا نادم و پشیمونم که جزوه هامو از اول سال ننوشتم و الان چند روز ب امتحان باید بشینم به جزوه نویسی بلکه بتونم مطالبو بخونم:/ قول میدم قول میدم ترم بعد جزوه هامو مرتب بنویسم دیگه😁😁 پنج تا فصل مونده..هشتا رو نوشتم..از اون طرف هنوز خوندن این 13 فصل مونده..اصن یه وضعی..دیگه از فردا باید خوندن هم شروع کنم انشاالله:/ یعنی این امتحانو قبول شم باید سجده شکر ب جا بیارم..بس که حجیمه:/ استاد هم فرمودن سوال تحلیلی میدم حفظ نکنید:/ ولی ما همه ب این نتیجه رسیدیم که فرصت تحلیلی خوندن نیس و باید حفظ کنیم😂  

این وسط حالا استاد موسیقی ما هم گیر داده که ماه دیگه میخوام بفرستمتون فلان جا اجرا کنید..و انتظار هم داره تو امتحانا من هی بشینم ساز بزنم:/ 

همچنین این وسط روز امتحان هادسون هم میخواد تشریف بیاره دانشگاه..اینم خودش یه استرس مضاعفه برام😁 یعنی فقط دارم دعا میکنم نبینمش...یا بعد امتحان ببینمش یا اصن نمیدونم کلا وقت نشه ببینیم همو..من واقعا در مود امتحانم الان..تو جو ملاقات نیستم😓

خب دیگه غر زدن بسه..برم سر کارام...ایشالا همه چی ب خیر میگذره😝

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۱

نظرات  (۱)

انشاالله که عالی میشه امتحانت عزیزم:*
اپریل جان این جزوه نویسیه هم یه نوع دوره کردن مطالب هست دیگه... :)
پاسخ:
مرسی عزیززززم انشاالله از دعای شما😘😍

ای تقریبا..ولی من تا نشینم عین بچه ادم بخونم حس درس خوندن بهم دست نمیده!! بیصبرانه منتظرم تموم شه نوشتنام و بشینم بخونم از استرس نجات پیدا کنم😁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی