قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۵

بخور و بخواب:)

اقا من اومدم پست غیر رمزی بنویسم..بعد که شروع ب نوشتن کردم سفره دلم وا شد دیگه یهو حرفامو ریختم بیرون به صورت در هم بر هم و نشد که رمزی نکنم😁  

جاتون خالی دیروز کلا درس خوندم و امروز کلا درس نخوندم و عوضش همش چیز میزای خوشمزه خوردم...ببینم یه دو کیلو میتونم چاق شم یا نه😓 

الانم که تا خرخره خوردم میخوام برم بخوابم که همش تبدیل ب چربی شه😂😂😂

هادسونم امروز یه عکس جدید داد که دیدم اوه چقد چاق شده😓 بعدهی  بهش میگم رژیم بگیر لاغر شی اونم میگه بخور چاق شی!! هیچکدوممونم تو این زمینه موفق نبودیمو نیستیم...ولی امیدوارم جفتمون یه حرکتی بزنی در این زمینه 😄

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی