قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۸:۱۱

عذاب وجدان!

اقا ما اومدیم یه چرت بزنیم، با اجازتون همش کابوس میدیدم امتحان دارم و هیجی نخوندم! یعنی روز امتحان بود و من تازه فهمیده بودم امتحان دارم:/.. خلاصه که با یه حال بد و تپش قلب بیدار شدم...یه روز خواستیم درس نخونیماااا....:/

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۷

نظرات  (۱)

آخی عزیزم... :)
پاسخ:
😘😘😘

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی