قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۴:۴۷

ارامش گونه

این روزا خیلی اروم میگذره..همه چی رو رواله و من هم خیلی اروم و با طمانینه درس میخونم و استراحت هم میکنم به اندازه کافی...

این ارامش حتی بین منو هادسون هم هست...هادسون بعد از اون دعوا خیلی بهتر شده..بزنم ب تخته که چشم نخوره...خودمم بهتر شدم و زیاد ایراد نمیگیرم ازش...اینه که روابط حسنه هست..

دیشب البته باز داشتم میرفتم تو مود پاچه گیری (!) ولی بعد یادم افتاد یکی از قول هایی که داده بودم این بود که حساسیتمو کم کنم:) چنتا نفس عمیق کشیدمو و در نتیجه دعوایی ایجاد نشد😁 و جالب اینکه وقتی هادسون هم پیام داد و من خوب برخورد کردم خودش معذرت خواست و دلجویی هم کرد!! واقعا رفتار مهربانانه چه معجزه ها که نمیکنه...😁

مامانم از هادسون خوشش نمیاد و حرف منفی پشت سرش زیاد میزنه...و میتونم اعتراف کنم بعضی دعواهامون تحت تاثیر حرفای منفی مامانم بوده:/ ولی دیگه ترجیح میدم به حرفای کسی گوش نکنم که ارامشم بهم نخوره...ارامش هادسونم بهم نزنم!

حتی دیشب که مامان گفت رابطه شما سرانجامی نداره لبخند زدم فقط:)

و تو دلم گفتم مهم نیس ته این رابطه چی میشه..من ترس از دست دادن ادما رو ندارم دیگه..حتی بارها هم فک کردم اگه هادسون بره چه احساسی دارم و دیدم دیگه خبری از اون ترس قدیمی نیس..کمی ناراحتی هست مسلما ولی قابل تحمل خواهد بود..منو هادسون فارغ از مسایل احساسی توی کار و درس میتونیم با هم ب جاهای خوبی برسیم..پس چه بهتر که به این فیلد هم توجه کنیم و منتظر نباشیم حالا حتما با هم مزدوج شیم!! مزدوج شدن کلا قضیه پیچیده ایه که من ترجیح میدم فعلا بهش فک نکنم چون مخم سوت میکشه و اصلا هم امادگی تشکیل زندگی ندارم فعلا😓.برا همین.همون روابط کاری همراه با کمی دوست داشتن برام لذت بخش تره😄😄 و خوشبختانه هادسونم همین نظر رو داره و از این بابت راضیم ازش😍

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۲

نظرات  (۲)

خداروشکر که همه چیز ارومه ❤❤❤
پاسخ:
مرسی عزیزم😘😘
اتفاقا این دوست داشتن آروم خیلی بهتره اپریل... مهم ارامشه خودته... اما من پس زمینه ذهنم دقیقا مثل مامانت سنتی فکر میکنم و تهش همش به ازدواج فکر میکنم :))
یعنی نمیدونم چرا نمیگم عمرم داره میگذره و چرا اجازه ندم اینروزام خوب بگذره... میگم حتما باید ته رابطه به ازدواج ختم شه اگر نشه طرف رو خورد و خاک شیر میکنم!!!
الانم امیدوارم رابطه شما به جای خوبی  ختم بشه عزیزم :)
:***
پاسخ:
آره خودمم این جریان آروم دوست داشتنو میپسندم:)
خب منم مدت مدیدی مث تو فکر میکردم...میگفتم حتما باید ته عشقو دوس داشتنم ازدواج باشه..و همین قضیه باعث میشدخیلی وقتا اعصابم خورد شه یا اصن از حس عشقو دوس داشتن لذت نبرم..بعد یه روز نشستم کلی با خودم خلوت کردم و تصمیم گرفتم از همین عشقو دوس داشتن الانم لذت ببرم فارغ از اینکه تهش ازدواج کنیم یا نه..از اون موقع اصلا یه ارامش عجیبی گرفتم...رفتارم و برخوردام عوض شد و مدام استرس اینو ندارم که وای اگه به هم نرسیم چی میشه؟ اگه منو نخواد چی؟ اگه بره با یکی دیگه ازدواج کنه؟ اصلا همه این استرس ها و فکرهای مزخرف خودشون دود شدن رفتن هوا..چون به خودم گفتم اپریل اصن هیشکی از فرداش خبر نداره..اصن اومدیو یه ساعت دیگه افتادی مردی...لا اقل تو همین مدتی که زنده ای یه بار بدون استرس بذار یکی دوست داشته باشه و تو هم دوستش داشته باش..اخر قصه هم که هیچ کس خبر نداره چیه...خیلی از کسایی که از اول رابطه قول و قرار ازدواج گذاشتن اخرش نرسیدن خیلیا هم که قصدی نداشتن یهو تصمیم گرفتن تا اخرش با هم باشن..پس بهتر اینه که همین زمان حال رودریابه ادم و از چیزایی که الان داره لذت ببره و با فکر به اینده و نتیجه خرابش نکنه..من خودمم خیلی طول کشید که بتونم به این درجه برسم و نظرمو راجع باین مسایل عوض کنم..ولی از این تغییر راضی ام چون هیچ فشار واسترسی و متحمل نمیشم و همش تو ضجر و عذاب فکر کردن به اخر و عاقبت رابطه نیستم.. 
از طرفی فک کردن ب مسولیت زندگی هم یکم برام ترسناکه...یعنی تا قبل زیاد به جزییات و مسایل زندگی مشترک توجه نمیکردم..ولی یه روز که جدی بهش فک کزدم دیدم حداقل تا سه چهارسال دیگه نمیخوام وارد وادی زندگی مشترک بشم. همین قضیه هم کمک کرد که بالکل ازدواج و فکر ب اونو بذارم کنار..
من هر چیزی که در نهایت برام اتفاق بیفته راضی ام..چه جدایی باشه چه وصال...چون تو همین مدت هم فهمیدم عشق دو طرفه چیه و چقد شیرینه و چقد در رابطه با سپتامبر اشتباه کردمو و خودمو با اون عشق یه طرفه نابود کردم...همین خودش یه تجربه خوب شد که ارزششو داشت...اخرو عاقبت این رابطه هم واگذار میکنیم ب خدا..هر چی خودش صلاح بدونه😁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی