قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۳۰ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۰۵

هادسون آزاری:)

آیا اینکه هادسونو مجبور میکنم ساعت ١٢ شب بره عکس بگیره از خودش بفرسته برام حاکی از خبیث بودن یا ستمگری بنده است؟ خیرررر

آیا بعد از اینکه رفت عکس گرفت و فرستاد و توی عکس از خواب و خستگی چشاش دوتا نخود شده بود، عذاب وجدان گرفتم؟ بلییییی

آیا حتی مادر هم سرکوفت زد که چرا انقد اذیت میکنی بنده خدا رو؟ بلیییی

آیا مجددا این کارو باهاش میکنم؟ احتمال زیاد😈😈


پ. ن امشب که یه نفشه دارم براش کلی بذارمش سرکار😆😆 خدا کنه قهر نکنه فقطططط... 😌😈 و انشالا دعوامون نشه😂😂😂

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۳۰

نظرات  (۲)

واقعا ستمگریه...
امیدوارم امشب خوش بگذره ظالم :))))
پاسخ:
یوهاهاهااا😈😈
:)))) بچه رو نکشیش حالا
پاسخ:
نه نه حواسم هست:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی