قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۴

پاسخ

دوست عزیزی که پیام خصوصی دادی، ممنون از پیامتون😌 

من همه اون حرفا رو گفتم،،،، ناراحتیم از اینه که اون کلا یه دید دیگه ای نسبت ب همه چیز داره و حتی وقتی بهش میگم که مثلا فلان کار منو خوشحال میکنه باز هم تلاشی انجام نمیده در اون راستا،،،وقتی میگم این کارت منو ناراحت میکنه بازم تکرار میکنه،،،و این منو حسابی دلزده میکنه،،،،و الان با یه مشت عقده ای که خودش برام ایجاد کرده انتظار داره که همچنان ادامه بدم،،،منم دیگه نمیکشم،،،احساس میکنم حیف عمرم که داره با غصه خوردن سر این چیزای مسخره هدر میشه،،،من تو اوج جوونی لیاقتم عشق و شادی بیشتریه نه این وضع،،،به هر حال ممنون از پیامی که دادین❤️

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی