قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

۰۴ مهر ۹۶ ، ۲۲:۲۷

قهرهای کودکانه!

مورد داریم که صبح روزی که قرار عصرش همو ببینیم هم دعوا کردیم😂😂😂

بعد منم زدم قرار و کنسل کردم... بعد که یکم با هم حرف زدیم و دلایل و تعهدات مطرح شدن، مجددا قرار و فیکس کردیم بعدم خیلی خوشحال رفتیم همو دیدیم انگار نه انگار صبح داشتیم اون حرفا رو ب هم میزدیم😂😂یعنی عاشق دعواها و آشتی های فوری بعدشم.. دقیقا عین بچه ها که یه دیقه دعوا میکنن بعد دو دیقه بعد کلا فراموش میکنن دعوا کردن و اینکه با وجود این مسایل بازم ادامه میدیم انگار که اصلا مشکلی نداریم و همه چی رو رواله!

امروز که همو دیدیم به خودم گفتم کنار هم رفتارمون چه خوبه،،همون شوخی های توی چت رو میکنیم ولی کسی ناراحت نمیشه و بهش برنمیخوره چون میدونیم شوخیه... بعدم یه لعنت ب تکنولوژی و چت فرستادیم که باعث و بانی اصلی مشکلات و دعواهای ما شده!😁

امروز خیلی در برخورد باهاش راحت تر بودم و همین باعث شد این دفعه هیچ سوتی ندم:/   پس بدانید و آگاه باشید 

که دفعات گذشته خیلی سوتی میدادم🙈😁

خلاصه که راضیم قرار کنسل نشد و همو رویت کردیم بعد مدت ها.. دیدار کوتاهی بود ولی کافی بود:)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۴

نظرات  (۱)

ای جونم عزیزمممم... همیشه به دیدار :)
پاسخ:
مرسی پیشی ملوسو نازنینم❤️❤️

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی