قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

درباره بلاگ
آخرین مطالب
۱۰ مهر ۹۶ ، ۰۳:۰۵

😑

ساعت سه نصفه شب ... در حال سرچ و ترجمه تکالیف دانشگاه!

فک نمیکردم هفته دوم مهر مجبور باشم تا سه نصفه شب بیدار بمونم و مشق بنویسم! اصولا در فرجه امتحانات ادم شب زنده داری میکنه ولی گویا این ترم از اول میخواد پرفشار و سنگین شروع شه!

تازه این هفته که جلسه دوم هست میرم دانشگاه، پرزنت هم دارم! به هر کی گفتم باور نکرد انقد بدبخت باشم😂😂 ولی واقعیت همینه! این هفته به خیر بگذره خیلی خوشحال خواهم شد!

فعلا برم بخوابم که ب شدت خواب بر من غلبه کرده... 




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی