قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

یک هفته طاقت فرسا رو پشت سر گذاشتم! با اینکه سخت بود ولی خب همین تلاش کردن ها هست که ب زندگی ادم معنا میده.. به عنوان جایزه امروزو ب خودم کامل استراحت میدم... یه رمان جدید رو شروع میکنم و شکلات و پاستیل میخورم و در حالی که هوا بد سرد شده و بارون میاد، خودمو میپیچم لای پتوی گرم و نرم تا و یه چندساعتی هم ب رویاپردازی اختصاص میدم:)😁 رویا پردازی از تفریحات سالم و مفرحیه که همیشه انجام میدم اگه بیکار باشم:) 

هادسون رفته شهرشون و چندروز نیس... میخواستم این هفته که بیکارترم ببینمش اگه بشه که نیس متاسفانه! برای همین باید یه برنامه تفریحی با دوستام جور کنم که انرژی بگیرم و هفته بعد هم بتونم پرفشاررر درس بخونم:)

فعلا به عنوان اولین مرحله استراحت خواب نیاز دارم،،دو شبه که درست حسابی نخوابیدم،،،الان باید کاملا جبران کنم:)

پس تا بعدددد


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۳

نظرات  (۱)

خوش بگذره عزیزم :)
پاسخ:
مرسی عزیزم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی