قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

درباره بلاگ
آخرین مطالب
۱۳ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۱

تابستون تموم نشو:/

تو پست قبلی گفتم قراره استارت درس خوندنو بزنم...اومدم بگم بسی نادمو پشیمانم چون هنوز درس خوندنو شروع نکردم...البته خب یه کار مقاله بهم تحمیل شده و درگیر اون بودم...حالا ایشالا کاراشو بکنم بعد استارت بزنم..

از الان دارم فک میکنم یعنی هادسون کی قراره برگرده؟ اصن برمیگرده؟ بعد اگه برگرده میشه همو ببینیم و افکار مزخرفی از این دست..البته بشینم پای درس از این افکار مزخرفم هم کاسته میشه😁نکته قابل توجه اینه که تو پست قبل گفتم رفته شهرستان در حالی که نرفت و عملا فردا داره میره...:/ 

یه مدته فوبیا گرفتم که اشنایی کسی اینجا رو نخونه:/ برا همین دست و دلم به نوشتن نمیره...حالا یا رمزی مینویسم یا کلا نمینویسم:/

داریم به نیمه مرداد میرسیم و متاسفانه اصن نمیفهمم تعطیلات داره چظوری میگذره!! کاش یکم تفریح میکردم...سفری چیزی...

دیگه همین دیگه...شماهایی که موقعیت سفر دارید برید و حالشو ببرین..جای منم خالی کنید😛


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۳

نظرات  (۱)

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۰۳ عینکی عینکی
خب اسم از خودت گذاشتی که بشناسه کسی. نگران نباش.

خوب بخون
پاسخ:
نه اخه یه سری اطرافیان جزییات زندگیمو میدونن و اتفاقی بیان اینحا رو بخونن خیلی تابلو میشه😂
چشم.چشم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی