قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

داستان های واقعی دخترکی بزرگ!

درباره بلاگ
آخرین مطالب
۲۵ آبان ۹۷ ، ۲۰:۰۷

Need u here next to me

امروز با تموم وجود دوست داشتم از توی ویدیوکال بکشمش بیرون و کنار خودم داشته باشمش😩😭 یه چند ثانیه که بهم خیره شده بودیم کم کم داشت بغضم میترکید...لعنت به فاصله ها..به مشغله ها و...ناگفته نماند که این اولین تجربه ویدیوکال بود و وقتی بعد این همه وقت دیدمش اونم با تصویر عالی هم داشتم از ذوق میمردم هم از اینکه ازش دورم داشتم دق میکردم..همم ازش خجالت میکشیدم!!( بله من هنوزم خجالت میکشم ازش بعد دو سال😓😂).. مخصوصا وقتی با لبخند بهم خیره میشد و نگام میکرد و حرفای رمانتیک میزد😅 

همیشه وقتی میبینمش عوض اینکه دلتنگیم رفع بشه بدتر غصه ام میشه..وتازه میفهمم چقددددر دلم برا ش تنگ بوده و حالیم نبوده😫 خلاصه که امیدوارم این هفته بیاد یه سری به شهر بارونیمون بزنه و منو از این دلتنگی نجات بده😭😭

جا داره که یکمم سرزنشش کنم چون دیگه انقد رفتم توی مود دلتنگی نتونستم درس بخونم..حالا باید سه نصفه شب پاشم درس بخونم😓 آقای هادسون..بیا و پاسخگو باش😒



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۵

نظرات  (۱)

عزیزمممم امیدوارم همدیگرو ببینید و از دلتنگیت کم بشه :***
پاسخ:
مرسی عزیزم..ایشالا😘😘

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی